المحقق السبزواري
63
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
حيوانات مىكنند و تأثيرات كه آب و زمين و هوا و بادها و بارانها مىكنند « 1 » و تأثيرات كه گردش آسمان و تابش آفتاب و عكس شعاع كواكب و انتقالات سپهر و مهر و اختلاف فصول مىكنند . و اين همه مخلوقات خداى - عزّ و جلّند - خالقى كه چندين تدبير و حكمت در تحصيل قوت مخلوقى كرده و چندين شفقت و ملاطفت و مهربانى در حقّ او بجا آورد ، آن مخلوق از همه غافل مخالفت آن خالق مىكند و علم طغيان و عصيان مىافرازد . ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند * تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار * شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى [ 6 آ ] و از سخنان گذشته معلوم شد كه به فعل يك كس تحصيل قوت و غذاى انسانى ميسّر نمىشود ، بلكه جمعى كثير بايد كه هريك معاونت يكديگر نمايند و هركدام به شغلى مشغول باشند تا امر غذا صورت يابد . و همچنين است حكم در باب لباس و مسكن . پس ، يك شخص و دو شخص اگر در مكانى تنهايى « 2 » باشند ، تعيّش نتوانند كرد . چه اگر يك شخص خواهد كه به تدبير غذا و لباس و مسكن خود مشغول شود ، تا اوّل ادوات آهنگرى و درودگرى و غير ذلك بهدست آرد ، آنگاه بدان آلات و ادوات زراعت و درو و آرد كردن و خمير كردن و نان پختن ، و پنبه تحصيل كردن و ريستن و بافتن و دوختن و ساير عملها ، كه آدمى را در امر معاش ضرور است ، بتنهايى بكند روزگار او به بعضى از اين شغلها وفا نكند . و اگر بالفرض وفا كند ، اتمام آن كارها مدّت مديدى خواهد ؛ در آن مدّت بىغذا و لباس چگونه زندگانى تواند كرد ؟ پس ، معلوم شد كه آدمى به تنهايى زندگانى نتواند كرد ، بلكه بايد كه جمعى كثير در مكانى مجتمع باشند و هريك به شغلى مشغول ؛ يكى آهنگرى كند و يكى برزگرى و يكى خبّازى و يكى نسّاجى و يكى خيّاطى و يكى بنّايى . و هريك از عمل خود آنچه بيش از قدر حاجت تحصيل كرده باشد بفروشد و از قيمت آن از اعمالى كه به آن احتياج دارد از ديگران بخرد ، بر قانون حقّ و عدالت ، تا كار معاش انتظام يابد .
--> ( 1 ) . اصل : « مىكند » . اينجا برابر نسخه مر آمد . ( 2 ) . مج ، « مكان تنهايى » .